خرید بک لینک

درباره سایت

MOON IS SHINING

خورشید........... برای باز آمدن است که می رود............ نگران نباش .............. به زودی ... ما به راهِ روشنِ آرامش خواهیم رسید........... فقط کافی ست ... تاریکی بی پایانِ پیش رو را تحمل کنیم حتماً سپیده دم سر خواهد زد . و خورشید باز خواهد گشت ...

امکانات وب

اسم من چیست؟خدایا چه کنم یادم نیست!

امشب آماده شدم تا چه کنم؟یادم نیست!

من که همسایه ی نزدیک شقایق بودم

پاشدم آمدم اینجا چه کنم؟یادم نیست!

من چرا از تو بریدم؟ و چرا برگشتم؟

و بنا شد که دلم را چه کنم؟ یادم نیست!

من نشانی دل در به درم را... زیبا

از تو پرسیده ام اما چه کنم؟ یادم نیست!

این نوشته غزل کیست که من می خوانم؟

اسم او چیست؟ خدایا چه کنم یادم نیست!

هادی حسنی

.........

برچسب: هادی حسنی,غزل معاصر,Moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 17:08

نگهم نیست به دنبال نگاهت،الکی

مثلا رفته ز سر حال و هوایت،الکی!

 

به من اصلا چه که این ماه میایی یا نه

مثلا نیست به دل دلهره هایت،الکی!

 

هر شب از فرط خوشی اول شب میخوابم

مثلا غم نشده خاطره هایت،الکی!

 

در و دیوار هم از قصه ی تو بی خبرند

مثلا نیست دلم اهل شکایت،الکی!

 

انقدر خوب و متینم که خدا می داند

مثلا سگ نشوم هر دو سه ساعت،الکی!

محمد رضا شیرازیان

 

انتظار

برچسب: سمیرا مهربون,محمد رضا شیرازیان,متین,ماه,غم,اندوه,الکی,قشنگ ترین الکی, نویسنده: moon is shining تاريخ: دوشنبه 3 فروردين 1394 ساعت: 17:21

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی

 بشنود یک نفر از نامزدش دل برده

مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی  

 که به پرونده جرم پسرش برخورده

خسته ام مثل پسر بچه ای که در جای شلوغ

بین دعوای پدرو مادر خود گم شده است

خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق

     که پس از بخت بدش سوژه مردم شده است

خسته مثل پدری که پسر معتادش  

غرق در درد خماری شده فریاد زدست

مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس

 پسرش پیش زنش بر سر او داد زده

خسته مثل زنی حامله که در ماه نهم

دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است

مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند  

زنش اما به قسم خوردن او مشکوک است

خسته مثل پدری گوشه آسایشگاه  

که کسی غیر پرستار سراغش نرود

خسته ام کاش کسی حال مرا میفهمید

غیر از این بغض که راه گلو سد شده است

شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید

در پی معجزه ای راهی مشهد شده است

علی صفری

انتظار

برچسب: سمیرا مهربون,علی صفری,عروس,خسته ام,دعوا,آسایشگاه,سرطان,مشکوک, نویسنده: moon is shining تاريخ: جمعه 29 اسفند 1393 ساعت: 11:08

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافیست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست

قانعم بیشتر از این که بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست

آسمانی!تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافیست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه 

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست

محمد علی بهمنی


.........

برچسب: محمدعلی بهمنی,غزل های معاصر,بهترین غزل های معاصر,the moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: پنجشنبه 22 آبان 1393 ساعت: 16:05

من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه

تیرم به خطا میرود اما به هدر نه

دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ است

سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر نه

با هر که توانسته کنار آمده دنیا

با اهل هنر؟آری...با اهل نظر؟نه!

بدخلقم و بد عهد و زبان بازم و مغرور

پشت سر من حرف زیاد است مگرنه

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد

یک بار دگر،بار دگر،بار دگر نه

فاضل نظری

.........

برچسب: فاضل نظری,دریا,سنگ,غرور,سمیرا مهربون, نویسنده: moon is shining تاريخ: پنجشنبه 1 آبان 1393 ساعت: 11:01

باز هم من زنده ام آه اي خدا متشكرم
 
باز باران بر غبار شيشه ها متشكرم
 
باز هم بيداري و خميازه و صبحي دگر
 
ديدن آيينه و نور و صدا متشكرم
 
باز هم يك سفره و يك چاي داغ و نان گرم
 
فرصت ديدار تو در اين فضا متشكرم
 
بار ديگر ميتوانم بو كنم از پنجره
 
ياس خيس خانه ي همسايه را متشكرم
 
گر چه در اين وقت پر گهگاه يادت ميكنم
 
خاطرم جمع است مي بخشي مرا متشكرم
 
من كه بي تسبيح و بي سجاده ام از من بگير
 
اين تغزل را به عنوان دعا متشكرم
 
حميد مصدق
 
...........

برچسب: خدا,نان,قیامت,سجاده,دعا, نویسنده: moon is shining تاريخ: پنجشنبه 17 مهر 1393 ساعت: 10:18

.....

برچسب: moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: يکشنبه 13 مهر 1393 ساعت: 14:43

گاهی به خدا نفس کشیدن سخت است

یعنی نفسی تو را ندیدن سخت است

با زور مسکن قوی خوابیدن

با دلهره از خواب پریدن سخت است

بعد از تو خدا شبیه تو خلق نکرد

یعنی که شبیه ات آفریدن سخت است

هر روز سر کوچه نشستن تا شب

از فاصله های دور دیدن سخت است

حقا که تو سهم من نبودی حالا

فهمیدن این درد شدیدا سخت است

باشد تو برو زندگیت شاد ولی

بی تو به خدا نفس کشیدن سخت است

بهناز جعفری

.....

برچسب: بهناز جعفری,the moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: جمعه 11 مهر 1393 ساعت: 13:36

......
 

برچسب: گذر زمان, نویسنده: moon is shining تاريخ: سه شنبه 25 شهريور 1393 ساعت: 14:56

بی لشکریم ، حوصله ی شرح قصه نیست

فرمانبریم ، حوصله ی شرح قصه نیست

 

با پرچم سفید به پیکار می رویم

ما کمتریم ، حوصله ی شرح قصه نیست

 

فریاد می زنند ببینید و بشنوید

کور و کریم ، حوصله ی شرح قصه نیست

 

تکرار نقش کهنه ی خود در لباس نو

بازیگریم ، حوصله ی شرح قصه نیست

 

آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند

یکدیگریم ، حوصله ی شرح قصه نیست

 

همچون انار خون دل از خویش می خوریم

غم پروریم ، حوصله ی شرح قصه نیست

 

آیا به راز گوشه ی چشم سیاه دوست

پی می بریم ؟ حوصله ی شرح قصه نیست

   فاضل نظری

....

برچسب: حوصله شرح قصه نیست,فاضل نظری,moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: سه شنبه 25 شهريور 1393 ساعت: 10:37

با همـــه بی ســــرو سامانــیم
باز به دنــبال پـــــریـــشانــیم
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویـــران شدنی آنی ام
آمــده ام بلکه نــــگاهم کنـــی
عاشـــق آن لحظه ی توفانیم
دل خوش گرمای کسی نیستم
آمــــده ام تا تو بســـــوزانیم
آمــــده ام باعطـــش سال ها
تا تو کمی عشــــق بنوشانیم
ماهـی بــرگشته زدریا شــــدم
تا تو بگـــیری وبمیــــرانی ام
خوب ترین حادثه می دانم ات
خوب تـــرین حادثه می دانیم ؟
حرف بـــزن ابِر مرا باز کن
دیـــر زمانیست که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سال هاست
تشنه یک صحبت طولانی ام....
  ها ... به کجا می کشیم خوب من؟

 ها ... نکشانی به پشیمانی ام

 محمدعلی بهمنی

 

 


برچسب: محمدعلی بهمنی,غزل های معاصر,بهترین غزل های معاصر,the moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: سه شنبه 18 شهريور 1393 ساعت: 18:05

پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند
آری! اگر بسیار اگر کم فرق دارند


شادم تصور می کنی وقتی ندانی
لبخندهای شادی و غم فرق دارند


برعکس می گردم طواف خانه ات را
دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند


من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان
با این حساب اهل جهنم فرق دارند


بر من به چشم کشتة عشقت نظر کن
پروانه های مرده با هم فرق دارند

فاضل نظری

 

مردن

برچسب: کافر,مسلمان,کعبه,طواف,فاضل نظری,پروانه,مرده,فرق دارند, نویسنده: moon is shining تاريخ: دوشنبه 27 مرداد 1393 ساعت: 4:25

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن

آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو
راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن

دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن

عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی
گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن

خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن

خواستم دنیا بفهمد عاشقم گفتی به من
عشق ما یک عشق پنهانیست حرفش را نزن

عالمان فتوی به تحریم نگاهت داده اند
عمر این تحریم ها آنیست حرفش را نزن

حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن

فرامرز عرب عامری

 

عاشقانه

برچسب: فرامرز عرب عامری,عشق,عاشق,the moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت: 1:41

آن روزها...

 آن روزها زمین سترون ثمر نداشت

یک تل خاک بود و جز این مختصر نداشت

آدم هنوز داخل بازنده ها نبود

حوا هواي وسوسه بازي به سر نداشت

نمرود ادعاي خدايي نكرده بود

زرتشت از تقدس آتش خبر نداشت

مريم هنوز باكره و نيل بي خراش

موسي عصاي معجزه، عيسي پدر نداشت
*****
وقتي خدا سرودِ ازل را ترانه كرد

غير از غزل به قالب ديگر نظر نداشت

هر روز كارِ شعرِ شدن را ادامه داد

دست از سر تخيل و تصوير برنداشت

وقتي تمام دفتر خود را سياه كرد

برگي سپيد جز دل پاك بشر نداشت

استاد بيت آخر خود را كه مي نوشت

غير از سه حرف اسم خودش بيشتر نداشت
*****

او عشق، خط سوم خود را تمام كرد

آن خط سومي كه به جز دردسر نداشت

سحري كه در نظاره ليلي نهفته بود

اي كاش بر اراده ي مجنون اثر نداشت

دستي كه طرح چهره ي يوسف كشيده بود

انگار از وجود زليخا خبر نداشت

صالح سجادی

 

زلیخا

برچسب: صالح سجادی,یوسف,زلیخا,لیلی,مجنون,آدم,حوا,The moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت: 1:44

نفرین نکن که...

 

 

وقتی که حالت از غم دنیا گرفته است

حال من و تمام غزلها گرفته است

 

دلشوره های خود بخود چند روز پیش

حالا چقدر یکشبه معنا گرفته است


بعد از تو جای آنهمه تاب و تب مرا

مشتی چرا و باید و اما گرفته است


این سرنوشت غمزده تاوان عشق را

روزی هزار مرتبه از ما گرفته است


حتی خدا نخواست ببیند در این جهان

کار دو عاشق اینهمه بالا گرفته است


یک لحظه چشم بستم و دیدم کسی برام

تصمیم گریه آور کبری گرفته است


حالا منم و میز و دو فنجان قهوه و...

مردی که روی صندلی ات جا گرفته است


حرفی نمی زنم نکند برملا شود

بغضی که توی حنجره ام پا گرفته است


دارد به عمق فاجعه پی میبرد دلم

نفرین نکن که آه تو من را گرفته است!


زهرا شعباني

 

باران

 

 

برچسب: زهرا شعبانی,نفرین,قهوه,عشق,غزل, معاصر,the moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: شنبه 18 مرداد 1393 ساعت: 20:25

صفحه بندی