خرید بک لینک

درباره سایت

MOON IS SHINING

خورشید........... برای باز آمدن است که می رود............ نگران نباش .............. به زودی ... ما به راهِ روشنِ آرامش خواهیم رسید........... فقط کافی ست ... تاریکی بی پایانِ پیش رو را تحمل کنیم حتماً سپیده دم سر خواهد زد . و خورشید باز خواهد گشت ...

امکانات وب

آن روزها...

 آن روزها زمین سترون ثمر نداشت

یک تل خاک بود و جز این مختصر نداشت

آدم هنوز داخل بازنده ها نبود

حوا هواي وسوسه بازي به سر نداشت

نمرود ادعاي خدايي نكرده بود

زرتشت از تقدس آتش خبر نداشت

مريم هنوز باكره و نيل بي خراش

موسي عصاي معجزه، عيسي پدر نداشت
*****
وقتي خدا سرودِ ازل را ترانه كرد

غير از غزل به قالب ديگر نظر نداشت

هر روز كارِ شعرِ شدن را ادامه داد

دست از سر تخيل و تصوير برنداشت

وقتي تمام دفتر خود را سياه كرد

برگي سپيد جز دل پاك بشر نداشت

استاد بيت آخر خود را كه مي نوشت

غير از سه حرف اسم خودش بيشتر نداشت
*****

او عشق، خط سوم خود را تمام كرد

آن خط سومي كه به جز دردسر نداشت

سحري كه در نظاره ليلي نهفته بود

اي كاش بر اراده ي مجنون اثر نداشت

دستي كه طرح چهره ي يوسف كشيده بود

انگار از وجود زليخا خبر نداشت

صالح سجادی

 

زلیخا

برچسب: صالح سجادی,یوسف,زلیخا,لیلی,مجنون,آدم,حوا,The moon is shining, نویسنده: moon is shining تاريخ: چهارشنبه 22 مرداد 1393 ساعت: 1:44

صفحه بندی